پس از لختی سکوت، کوکنار متوجه شد که بروی لوحه سنگ عکس خوشه گندمی حک شده است و زیر آن با خط نستعلیق زیبا نوشته اند:
"سال مرگ بابا گندم برابر با سال سقوط علیحضرت نادر شاه افشار..."
کوکنار از پدرش پرسید:
ــــــ پدر ! این قبر گندم است از پدر کلان ما نیست؟!
پدرش گفت:
"چپ باش بچیم، همین قسم قبول کن. وقتی که ما و تو در زمین غصب کاشته شدیم ، باید گذشتگان این زمین را هم از خود بخوانیم..."
می ترسم
اگر
سگ خطابم کنی
آبرویم پیش سگ بریزد...
ناصر خسرو بلخی
گر درخت بی ثمرم باید سوخت
نگاه بی هدفم کجا باید دوخت
فرصتی .....
که ساج بنشانم
و
از آن زینه کنم
روم از این طوفان کین آیین....
تا اوج آرامش...
"کرنا رفت و نغمه ی لالا آمد،
سرخینه پنجه رفت و سیاه اوباما آمد."





